نامه هشتاد و سوم
سلام عزیز مامان.... نمیدونم الان خوبی یا نه... در حال رشدی یا نه..... دل مامانت شورت رو میزنه.... شور اینکه سهشنبه برم سونو و ببینم رشد نکردی.
راستش قصه از اونجایی شروع میشه که به خاطر خونریزی عازم کاشان شدیم تا ببینیم که خدای نکرده بلایی سرت نیومده باشه.... دکتر سونو بهمون گفت که الان هنوز ۵ هفتته... ولی من با اصرار میگفتم نه بیشتره..
اون میگفت قلب نداری من میگفتم قلبش رو دیدم... وقتی سونو رو نشون دکتر دادیم ... دکتر ۱۰ روز استراحت مطلق تجویز کرد... ما هم یه راست اومدیم تهرون
رفتیم پیش دکتر خودم.... سونو شدم.... اونم تایید کرد که ۵ هفتته اما گفت کاملا طبیعی هستی و قرار به ۱۰ روز دیگه شد به سونو مجدد
الان نمیدونم چه توجیهی باید برا خودم بیارم... امیدوار باشم به بودنت؟ آخه با این تناقض سنت چه کنم...
چند روزیه که دیگه به تاریخ و هفته فکر نمیکنم... همین که حالم خوبه و همین که هنوز گرسنه میشم... منو امیدوار میکنه به بودنت...
پ ن: دوستان تاخیر منو بذارید به حساب عدم دسترسی به اینترنت..... آخرش هم با موبایل وصل شدم


نامه هشتاد و سوم
